خلاصه سریال فرار از زندان
فرار از زندان (فصل ۲)
فصل دوم، هشت ساعت پس از فرار آغاز میشود. هشت فراری تقریباً از هم جدا شدهاند و هر کدام به دنبال اهداف خود میروند. براد بلیک که افسر نگهبان زندان بود، از کارش اخراج میشود و بعد از این به دنبال فراریها میرود تا با دستگیری آنها پولی به جیب بزند. چند نفر از این فراریها به دنبال گنج ۵ میلیون دلاری چارلز وستمورلند میروند که او آن را چندین سال پیش زیر خاک پنهان کردهاست.الکساندر ماهون مأمور افبیآی است که از طرف سازمان مأمور میشود تا مایکل و برادرش را که به دنبال سرنگونی رئیسجمهور فعلی (همان معاون رئیس جمهور و یکی از اعضای سازمان) هستند را متوقف سازد. همچنین سازمان، پدر سارا یعنی فرانک تانکردی که فرماندار کالیفرنیاست را به قتل میرساند. به دنبال این، سارا به مایکل و لینکلن میپیوندد تا با هم بر علیه رئیس جمهور کار کنند. پل کلرمن، از مأمورین سابق سازمان، به آنها میپیوندد. همچنین چندین نفر از فراریها دستگیر یا کشته میشوند. برادران به همراه سارا، تیبگ، بلیک و ماهون به پاناما میروند و در آنجا مایکل،تیبگ،بلیک و ماهون به زندان سونا میافتند.
فرار از زندان فصل ۳
در فصل سوم، مایکل باید نقشهای برای فرار از زندان سونا طراحی کند. سازمان الجی (پسر لینکلن) و سارا را گروگان میگیرد و او را مجبور میکند تا جیمز ویسلر که یکی از اعضای سازمان است را از آن زندان فراری دهد. گرچن مورگان مأمور سازمان است که کارهای این دو برادر را دنبال میکند. سوکره نیز به پاناما میآید و در فرار به مایکل کمک میکند. به دلیل تأخیر در فرار،گرچن یک سر نشان لینکلن میدهد و ادعا میکند که او سارا را کشتهاست. مایکل با طراحی نقشهای زیرکانه چندین زندانی را که میخواهند فرار کنند را فریب میدهد و خودش به همراه ماهون،ویسلر و یک پسر نوجوان پانامایی از زندان میگریزند.همچنین سوکره بعد از فرار به دلیل همکاری با آنها به زندان سونا میافتد.
فرار از زندان (فصل ۴)
در فصل چهارم مشخص میشود که زندانیان سونا شورش کردهاند و سوکره به همراه تیبگ بلیک از آنجا گریختهاند. همچنین مشخص میشود که سارا زندهاست. در این فصل دانالد سلف که یکی از مأموران امنیت ملی است به پیش مایکل و دوستانش میآید و میگوید که آنها با پیدا کردن دستگاهی به نام سیلا میتوانند سازمان را نابود کنند و آزادی خودشان را تضمین سازند. در طول این فصل مایکل و همراهانش به دنبال این دستگاه هستند و بلیک نیز در این راه، جان خود را از دست میدهد. در آخر آنها سیلا را به دست میآورند و رئیس و همه اعضای سازمان دستگیر میشوند. همچنین مشخص میشود مادر مایکل، کریستینا اسکافیلد زنده است و در طول این سالها برای سازمان کار میکرده. او میخواهد سیلا را از چنگ مایکل دربیاورد که در آخر توسط سارا کشته میشود.
پس از پیدا شدن سیلا و انحلال سازمان، همه به رقص و پایکوبی مشغول میشوند تا این که پلیس سارا را به جرم قتل کریستینا اسکافیلد دستگیر میکند. مدرکی موجود نیست که قتل او دفاع از خود بوده و و به احتمال زیاد سارا محکوم خواهد شد. به همین علت مایکل نقشهای برای فراری دادن او از دادن میریزد و در هنگام اجرای این نقشه، مایکل کشته میشود. او آزمایشهای پزشکی خود را که نشان میدهد وی تا سه ماه بعد از آن بیشتر زنده نمیمانده را برای سارا کنار گذاشته بود تا او آنها را بخواند.
سکانس آخر این سریال، چهار سال بعد را نشان میدهد که سوکره، ماهون، لینکلن به همراه پسر و همسر جدیدش و سارا به همراه فرزندی که از مایکل به دنیا آورده، در پاناما زندگی میکنند. سارا نام فرزندش را نیز مایکل گذاشته. در سالروز مرگ مایکل، آنها به آرامگاه او میروند.